قدسی مشهدی

مثنوی 4 | چرا افسرده‌ای قدسی و دل‌گیر؟

چرا افسرده‌ای قدسی و دل‌گیر؟

نظر بگشای، کشمیرست، کشمیر!

تماشا کن که هنگام تماشاست

خریدار متاع عین، اینجاست

زند مرغ چمن هر سو منادی

که فصل گل، بود ایام شادی

سر دیوارش از گل رشک چین است

سر سبزی که می‌گویند، این است

به جای سبزه، در دامان کهسار

کشیده سرو، سر بر چرخ دوّار

نوایی بلبلش در چنگ دارد

که در یک پرده صد آهنگ دارد

درختانش ز بس دارند آزرم

چنارش ساق خود پوشیده از شرم

گلش را یک به یک می‌بردمی نام

زبان را گر بقا می‌بود در کام

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.