قصاب کاشانی

غزل 171 | با دل غم‌دیده‌ای صیدافکن عاشق‌نواز

با دل غم‌دیده‌ای صیدافکن عاشق‌نواز

می‌کند بسیار خوبی عمر مژگانت دراز

نی ز ما دور است جانبازی نه از تو سرکشی

می‌برازد هر دو بر ما از تو ناز از ما نیاز

خط چو سر برزد ز کید چشم او غافل مباش

در کمینگاه است چون صیاد دامی کرده باز

دل از آن برگشته مژگان پس گرفتن مشکل است

کی توان گنجشگ را بیرون کشید از چنگ باز

پر مکن از سوختن منعم که بر بالای شمع

روز اول دوخت گردون جامه سوز و گداز

پرده عشاق افتاد از نوا بر روی کار

عشق آن روزی که قانون محبت کرد ساز

تیر قیقاج‌افکنان قصاب مردافکن شوند

سخت می‌ترسم ز مژگان‌های چشم ترک‌تاز

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.