قصاب کاشانی

شعر 24 | تا نیافتد پرتو خورشید بر رخسار گل

تا نیافتد پرتو خورشید بر رخسار گل

با خود از دیبای ابری سایه‌بان دارد بهار

ناله‌ای کز ابر می‌آید صدای رعد نیست

عالم آب است از مستی فغان دارد بهار

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.