قطران تبریزی

قطعه 88 | آرزومند روی جانانم

آرزومند روی جانانم

برود زار زو همی جانم

آرزو را و درد دوری را

بجز از صبر چیست درمانم

همه چیزی همی توانم کرد

صبر کردن بهجر نتوانم

بر غم و درد من بس است گوا

رنگ رخسار و آب مژگانم

دل بدادم بدوست خویش بطبع

تا دل از دوست باز بستانم

ظن خطا شد مرا در آن مه روی

دل بدادم کنون پشیمانم

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.