اسیر شهرستانی

غزل 310 | دانه ای نمی کارم اشک آتشین دارم

دانه ای نمی کارم اشک آتشین دارم

حاصلی نمی خواهم برق خوشه چین دارم

محرم داو گشتم خجلت طبیبان بس

عذر ناله می خواهم درد دلنشین دارم

سرگذشته ای چون من در صف شهیدان نیست

گرد کوچه عشقم جا در آستین دارم

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.