اسیر شهرستانی

غزل 328 | باده در میکده گشت آیینه

باده در میکده گشت آیینه

خم سکندر شد و خشت آیینه

باده نوشید گلستان ساغر

روی خود دید بهشت آیینه

بیدلی کم سخنی کم نگهی

هر چه دید از تو نوشت آیینه

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.