قوامی رازی

شعر 18 | ای مهی کز تو نور دین زاید

ای مهی کز تو نور دین زاید

شخص تو قدر و قدرت افزاید

پیش رای تو رایت خورشید

از فلک روی بر زمین ساید

بسته دارد ز شوق تو کمری

کان کمر طوق آسمان شاید

قلم از دست تو نگارگری است

که سرش روی دولت آراید

تا بود با تو آن قلم ما را

حاصل آید هر آنچه می باید

هر که با خدمت تو پیوندد

از همه رنجها برآساید

باد بر جایگاه دولت تو

تا ز خورشید روشنی زاید

چون فرامرز خط نبشت به تو

تا مرا کار بسته بگشاید

خط او با منست و من بی سیم

رای سامی درین چه فرماید؟

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.