کسایی

شعر 28 | پیری مرا به زرگری افگند، ای شگفت

پیری مرا به زرگری افگند، ای شگفت

بی گاه و دود، زردم و همواره سُرف سُرف

زرگر فرو فشاند کُرف سیه به سیم

من باز برفشانم سیم سره به کُرف

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.