کمال خجندی

غزل 550 | هر گل که ز خاک من بروید

هر گل که ز خاک من بروید

عاشق شود آنکه آن ببوید

در دامن دوست خواهد آویخت

خاری که ز تربتم بروید

معشوق شهید عشق خود را

با اشک بشوید و بموید

تا دیده شود به خاک آن پای

عاشق ره وه به دیده پوید

جوید دلم آن دهن همیشه

چیزی که نیافت کی چه جوید

وصف دهنت کمال دائم

در قافیه های تنگ گوید

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.