کمال خجندی

غزل 694 | به درد تو جز ناله همدم ندارم

به درد تو جز ناله همدم ندارم

کسی را درین پرده محرم ندارم

جفای جهان میکشد عاقل و من

غمت دارم و از جهان غم ندارم

به مهر رخت عالمی دارم امروز

که یک ذره پروای عالم ندارم

در دست دور از دهانت

من این نکته چندان مسلم ندارم

غم و محنت و درد چندانکه خواهی

سلیمان وقتم که خانم ندارم

از آن دم که غایب ز چشم کمالی

من از دولت عشق تو کم ندارم

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.