کمال خجندی

غزل 938 | چندین چه بلا و درد است این آه

چندین چه بلا و درد است این آه

از عشق تو بر دل من ای ماه

از مجمر سینه می بر آرم

هر لحظه هزار نکهت آه

در راه غمش به سر رو ای دل

کاین است طریق و شرط این راه

دل رفت به چاه لعلش از زلف

کس چون برود بشب تک چاه

باور ز من ارنداری ای جان

اینک به درست ثم بالله

کاین عشق تو با کمال بیدل

چون آتش و موم هست با کاه

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.