کمال خجندی

غزل 1036 | صنما در خط سنبل مه تابان داری

صنما در خط سنبل مه تابان داری

بر سر شاخ صنوبر گل خندان داری

دم عیسی همه از لعل شکر بار دهی

حسن یوسف همه در چاه زنخدان داری

تا سر زلف تو برهم نزند عالم را

صورت خویشتن از آینه پنهان داری

ای شه گلرخ شیرین دهن شور انگیز

تا کی احوال من خسته پریشان داری

تشنه شد لعل تو بر خون دل ما هر دم

گرچه در درج گهر چشمه حیوان داری

تا ربانی ز دل سوختگان گوی فرار

گرد بر گرد به از غالیه چوگان داری

ناله زار کمال است چو بلبل شب و روز

با تو در سبزه خوشبوی گلستان داری

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.