کمال خجندی

قطعه 70 | ای زه نم کلک شکر بار تو

ای زه نم کلک شکر بار تو

تازه و تر باغ سخن را نهال

تا شده روشن ز تو آب سخن

سرد شده بر دا مردم زلال

دیده خط شعر و تو گشته سرخ

جدول دیوان من انفعال

گر بهدادیان موظف ز فقر

می نرسد دست تو چون پارسا

تخفه ام اشعار مخیل فرست

از تو چو قانع شده ام با خیال

همت تو گرچه نیارد فرو

سر بمقام من شوریده حال

هست امیدم که رساند ترا

پیر مکمل بمقام کمال

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.