کمال خجندی

رباعی 25 | شمعی که به رخسار نکو بودی گرم

شمعی که به رخسار نکو بودی گرم

دید آن رخ و چون موم شدش آن دل نرم

پیش قد و چشم و خدمتش در بستان

نرگس ز حیا برآید و سرو از شرم

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.