غزل 86 | یا رب! این بچّهٔ ترکان چه ز ما میخواهند؟
یا رب! این بچّهٔ ترکان چه ز ما میخواهند؟
که همیشه دل ما را به بلا میخواهند
زلف پرچین ز چه بر زیر کله میشکنند؟
گر نه مان بسته ترا ز چین قبا میخواهند
روز اسب و زره و تیغ و کمر میطلبند
شب شراب و قدح و زیر و دوتا میخواهند
ده منی گرز چو از دست بمی اندازند
یک منی ساغر در حال فرا میخواهند
باز چون از پی بازی سوی میدان تازند
گوی و چوگان ز دل و قامت ما میخواهند
زلف چون چوگان دارند و زنخدان چو گوی
پس ز ما عاریت این هر دو چرا میخواهند؟
آفت هوش و روانند و بلای دل و دین
وآنگه ایشان را مردم به دعا میخواهند
اصلشان چون ز خطا باشد بر اصل خطا
لاجرم بوسه بها جزو خطا میخواهند
رایگانی به تو کی بوسه دهند؟ آن قومی
کز پی بچّهٔ خود شیربها میخواهند
نظرها
نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک میشود.