کمال‌الدین اسماعیل

غزل 155 | ماه رویا بسر خویش کنی

ماه رویا بسر خویش کنی

نیک باشد که بدی بیش کنی؟

چندم از هجر دل افگار کنی؟

چندم از غصه جگر ریش کنی؟

مکن ای جان که نه رسمی نیکست

که همه کام بداندیش کنی

هر کجا خون دلی باید ریخت

غمزۀ مست فرا پیش کنی

مردمی کن، که نباشد ضایع

هر چه با این دل درویش کنی

دل یک شهر بر آید از بند

گر اشارت بلب خویش کنی

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.