کمال‌الدین اسماعیل

رباعی 51 | دی توبت من ز آستین برزد دست

دی توبت من ز آستین برزد دست

بشکست پیاله را و پنداشت که رست

امروز پیاله کمر کین در بست

و آمد بقصاص توبتم را بشکست

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.