کمال‌الدین اسماعیل

رباعی 314 | سودای تو در چشم خرد ناخنه شد

سودای تو در چشم خرد ناخنه شد

دئل سوخته و مهر تو آتش زنه شد

زلف تو ز روی تو همی نشکیبد

زنگی دیدی که فتنه بر آینه شد

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.