کمال‌الدین اسماعیل

رباعی 324 | دیدی که دگر بی رخ آن سرو بلند

دیدی که دگر بی رخ آن سرو بلند

آمد گل و بلبل بر او رخت افکند

ای بیهده گوی مست، بسیار مگوی

وی شوخ دهادن دریده، بر خویش مخند

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.