کمال‌الدین اسماعیل

رباعی 573 | ای شب بستان درازی از صبح بوام

ای شب بستان درازی از صبح بوام

مگذار که باز خندد امشب لب بام

در عمر خود امشبم بدام آمد مرغ

گر صبح بخندد بر مد مرغ از دام

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.