اسیری لاهیجی

غزل 223 | عاشقان در آتش عشق تو خود را سوختند

عاشقان در آتش عشق تو خود را سوختند

تا کماهی سر عشق و عاشقی آموختند

آن زمان کز بهر هر کس خلعتی تعیین شد

برقد من جامه رندی از آن دم دوختند

سوخت یاد غیر و یادت مونس جانم بماند

در دلم تا آتش عشق ترا افروختند

چون ز زیر ابر عزت گشت تابان مهر ذات

در شعاع پرتوش ذرات عالم سوختند

چون اسیری پاکبازان برسر بازار عشق

هر دو عالم را بنقد وصل او بفروختند

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.