کمال‌الدین اسماعیل

قطعه 322 | این همه سرکشی مکن بر من

این همه سرکشی مکن بر من

گرچه معزولم و تو بر کاری

گرچه ماهر دوان دو کار گیرم

که کند مان خرد خریداری

حالت من خلاف حالت تست

تا مرا همچو خود نپنداری

من چو کلکم که نشر علم کند

تو چو شمشیر تیز و خون خواری

نسختی از نیام و مقلمه است

حالت ما به گاه بیکاری

تو بگاه عمل سر افرازی

سرنگون، گاه عزلت از خواری

من به عطلت درون سرافرازم

وز عمل باشدم نگونساری

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.