کمال‌الدین اسماعیل

شعر 2 | ای خداوند من و مخدوم من

ای خداوند من و مخدوم من

در ثنای تو سخن محکوم من

جاودان در زیر مهر مهر تو

نرم باشد این دل چون موم من

روز بخشش گوهر منثور تو

بی عدد چون گوهر منظوم من

با چنین رسم کرم کز بخششت

می شود از دیگران معلوم من

راستی را بر تو از انعامها

هیچ باقی نیست جز مرسوم من

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.