کوهی

غزل 137 | سر زلفین تو شد رشته جان همه کس

سر زلفین تو شد رشته جان همه کس

لعل و یاقوت لبت قوت روان همه کس

تا تو آب دهن انداخته ای در دل خاک

پر شد از شهد و شکر کاسه وخوان همه کس

بسکه ذکر دهن و فکر لبانش کردی

گمشد از هر دو جهان نام و نشان همه کس

گر رقیب تو مرا راند از این در بجفا

گشته ام خاک کف پای سگان همه کس

چون تو داری نظری جانب کوهی به یقین

هست اندر حق او فکر و گمان همه کس

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.