مجد همگر

قطعه 55 | زمین با فلک گفت دوش از سر عجز

زمین با فلک گفت دوش از سر عجز

و فی الله من کل حطب جنابک

چرا رونق و رسم و آئین نمانده ست

ز ملکی که راند اردشیر بن بابک

فلک گفت بینی و دانی و پرسی

دریغا اتابک دریغا اتابک

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.