مجد همگر

رباعی 216 | دی بگذشتم چو بیهشان بر در و دشت

دی بگذشتم چو بیهشان بر در و دشت

وز بوی گلاب و گل دماغم پر گشت

گفتم که چه حالت است گفتند این دم

آن گلرخ سروقامت آنجا بگذشت

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.