مجذوب تبریزی

غزل 103 | بنال ای عندلیب ناله‌پرداز

بنال ای عندلیب ناله‌پرداز

که باشد ناله دل را ناله پرواز

بیا تا هم‌دم و هم‌ناله باشیم

که خوش باشد دو‌ هم‌درد و هم‌آواز

تو بگشا غنچه منقار از هم

من از باغ سخن درها کنم باز

تو از گل هر چه داری بر طبق نه

که من سرپوش‌ها بردارم از راز

تو از گل بازگو من از رخ دوست

تو شرح سحر کن من وصف اعجاز

تو را از غنچه پیکان‌هاست در دل

مرا هم دشنه‌ها از غمزه و ناز

تو گاهی شکوه از زاغ و زغن کن

من از دست رقیبان بدآواز

تو وصف غنچه را بر یک‌دگر پیچ

که دارد شور لعل نکته‌پرداز

به شور آورد آن بیتم که آورد

زلالی را به شور و وجد و پرواز

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.