مجذوب تبریزی

غزل 170 | ما تن به عیش مفت و مسلم نمی‌دهیم

ما تن به عیش مفت و مسلم نمی‌دهیم

یعنی غم تو را به دو عالم نمی‌دهیم

تشریف غم ز روز ازل سرنوشت ماست

او هم نمی‌ستاند و ما هم نمی‌دهیم

ما دل به جام و گوشه می‌خانه بسته‌ایم

این گوشه را به سلطنت جم نمی‌دهیم

لذت ز غم نیافته حیرت مکن طبیب

گر دل به مهربانی مرهم نمی‌دهیم

آشفتگی ز خاطر ما کم نمی‌شود

تا دل به دست طره پرخم نمی‌دهیم

ویران‌سرای حادثه را آن ثبات نیست

رخصت به سیل اشک دمادم نمی‌دهیم

نگذشته بود از سر آوازه سخا

انصاف بر سخاوت حاتم نمی‌دهیم

ای دل شکفته باش که غم نیست در بهشت

این مژده را به مردم بی‌غم نمی‌دهیم

یاد تو و رفاقت مجذوب و کنج غم

این گوشه را به عیش دو عالم نمی‌دهیم

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.