مجذوب تبریزی

غزل 207 | چشمت که دل از زاهد صد ساله گرفته

چشمت که دل از زاهد صد ساله گرفته

خود مایل خود گشته و دنباله گرفته

چون نقطه نگاهم شده در دایره حیران

تا ماه تو را خط تو در هاله گرفته

از دایره عشق تو بیرون نتوان رفت

گر شش جهتم شعله جواله گرفته

باز این چه بهار است که تا چشم کند کار

آتش به گل افتاده و در لاله گرفته

چون خانه ویران که فتد بر سر سیل‌آب

پرکاله ز چشمم پی‌پرکاله گرفته

اشک است که از قطره زدن مانده در این راه

تا سینه گردون نفس ناله گرفته

بر اطلس تشریف ازل مهرنشان است

آن داغ که از دست غمت لاله گرفته

صیت سخنم از دم تیغ شه ایران

این است که تا اکره و بنگاله گرفته

سودای تو یا رب چه بهشت است که مجذوب

عقل و دل و دین باخته و ناله گرفته

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.