مجیرالدین بیلقانی

شعر 37 | گلی کو کزان رنج خاری نیابی؟

گلی کو کزان رنج خاری نیابی؟

میی کو کزان می خماری نیابی؟

به دشت جهان هر نفس عاشقان را

غم آید ولی غمگساری نیابی

ازین رهروان گر کسی برشماری

وزان حاصل الا شماری نیابی

مگر کار اهل عدم دارد ار نه؟

ازین جمع نا اهل کاری نیابی

اگر سقف گردون فرود آید از پا

بجز بر سر سوگواری نیابی

نگر گر میان جهان به نگردد

ز دریای غم بر کناری نیابی

مجیر از تو کار جهان برنگردد

که از سبزه‌ای نو بهاری نیابی

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.