مجیرالدین بیلقانی

قطعه 39 | به جان آفرینی که ابر بهاری

به جان آفرینی که ابر بهاری

به تسبیح و تهلیل او می خروشد

به وقت سحر بلبل از جام لاله

می روشن الا به یادش ننوشد

کسی را که دل چون کمان نیست داند

که با تیر تقدیر او کس نکوشد

که هر لحظه بی خدمت بارگاهت

مجیر از تف دل بر آتش بجوشد

ولیکن درین راه عذری است او را

که آن عذر بر رأی عالی نپوشد

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.