مجیرالدین بیلقانی

قطعه 54 | کرم پناها! گشتم اسیر آرزویی

کرم پناها! گشتم اسیر آرزویی

خلاص من همه بر جود بی کرانه نویس

منم درین قفص خاک عندلیب ثنات

قلم بخواه و مرا وجه آب و دانه نویس

سخن به صدر تو کمتر نوشته ام زیراک

نگفت کس که سوی عنصری ترانه نویس

دلم خزانه اندوه باد اگر گویم

که التماس دعاگوی بر خزانه نویس

ز بهر من که شدم پای بوس تو چو رکاب

به دست خویش خطی بر رکابخانه نویس

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.