اسیری لاهیجی

رباعی 1 | از ما نبود نشان و نامی پیدا

از ما نبود نشان و نامی پیدا

زان رو که شدم غریق دریای فنا

از هستی خود چو محو گشتم دیدم

از دست حبیب خلعت عز بقا

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.