مجیرالدین بیلقانی

شعر 22 | نسیم الصبا قادم اذ تبسم

نسیم الصبا قادم اذ تبسم

فقدم و قل للصبا خیر مقدم

فنیرو زنا زاده الله قدرا

اتانا باو فی نعیم و انعم

زهی روز شادی و نوروز خرم

که فرخنده بادی تو بر شاه عالم

پناه جهان ارسلان سایه حق

که در شرق و غرب اوست سلطان عالم

فهات علی نغمات المثانی

زجاجات خمر ممالی و حرام

و سلم الی راحتی کأس راح

لاسلو ببها من همومی واسلم

طرب کن چو شد کار دولت مهیا

طلب کن ز ساقی نبید دمادم

جهان جز دمی نیست پس جهد آن کن

که در خرمی بگذرد آن یکی دم

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.