مجیرالدین بیلقانی

رباعی 31 | زان روز که چشم من به رویت نگریست

زان روز که چشم من به رویت نگریست

نگذشت شبی که در غمت خون نگریست

بشتاب که دل بی تو نمی داند ساخت

دریاب که جان بی تو نمی داند زیست

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.