مجیرالدین بیلقانی

رباعی 59 | با من ز تو یادگار جز درد نماند

با من ز تو یادگار جز درد نماند

دور از تو ز من جز نفسی سرد نماند

هجری که ز من خون جگر خورد بزیست

صبری که مراعات دلم کرد نماند

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.