شعر 1 | باب سوم
باب سوم
در انتهاء حالت شیخ و آن سه فصلست
فصل اول: در وصیتهای وی درجات وفات
فصل دوم: در حالت وفات وی و کیفیّت آن
فصل سیم: در کرامات وی کی بعضی درحال حیات برزفان مبارک او رفته است و بعد ازوفات وی دیدهاند.
در آخر عهد کی شیخ را قدس اللّه روحه العزیز وفات نزدیک رسیده بود گفت ما را بیاگاهانیدند کی این مردمان کی این جا میآیند ترا میبینند، اکنون ما ترا ازمیان میبرداریم تا مردمان کی اینجا آینده ما را بینند. اینحدیث از من برجوشید، گر باشیم و گر نباشیم این حدیث میخواهد بود تا به قیامت.
نظرها
نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک میشود.