محیط قمی

شعر 80 | خاطر از زلف تو امروز، پریشان کردم

خاطر از زلف تو امروز، پریشان کردم

دیده از فرقت رخسار تو گریان کردم

شکرلله که به یمن شرف دولت عشق

خویش را مالک صد ملک سلیمان کردم

تا مرا سلطنت فقر، به پوشید لباس

من تن خود، به تمنای تو عریان کردم

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.