آذر بیگدلی

رباعی 98 | شب بیتو چو باشم، سحرم ناید باز

شب بیتو چو باشم، سحرم ناید باز

ور با تو نشینم، رسدم صبح فراز

در حیرتم از کار شب خود، کآن شب

چون با تو بود کوته و، چون بی تو دراز؟!

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.