مسعود سعد سلمان

رباعی 32 | بودم صنما چو رفته هوشان همه شب

بودم صنما چو رفته هوشان همه شب

وز آتش اندوه تو جوشان همه شب

با لشگر هجران تو کوشان همه شب

رخساره خراشان و خروشان همه شب

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.