مسعود سعد سلمان

قطعه 76 | چرخ هر لحظه ای دگر گردد

چرخ هر لحظه ای دگر گردد

زان به ما بر دگر شود رایش

زان فرا پیش بایدم که چو ماه

کاهش خلق هست ز افزایش

از تنم زان بجست بی معنی

که ازینسان خراب شد جایش

جانم از تن همی بخواست گریخت

غم یکی بند گشت بر پایش

می شادی ز غم که مشفق دار

وقت سختی نمود بخشایش

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.