مسعود سعد سلمان

قطعه 87 | گردن و گوش غزل و مدح را

گردن و گوش غزل و مدح را

بی حد پیرایه و زیور زدیم

بی مر با بخت در آویختیم

با فلک سفله بسی سر زدیم

سود ندیدیم ز نوک قلم

دست بدان قبضه خنجر زدیم

خیره فرو ماند فلک زانکه ما

بر بت و بتخانه و بتگر زدیم

از قبل بچه آزر به تیغ

آتش در قبله آزر زدیم

وز پی این آهو چشمان باغ

با همه شیران جهان بر زدیم

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.