مسعود سعد سلمان

مثنوی 22 | ماهُوَک در میان چو در گردد

ماهُوَک در میان چو در گردد

مجلس از خرّمی دگر گردد

طقطق پای او چو برخیزد

شادی و لهو در هم آمیزد

بس نشاطی و مجلسی طیبی است

عیش را و نشاط را سببی است

مادرِ قحبه را نکو خلف است

روسپی‌زاده را نکو علف است

نرخری گر به پشت ماده‌خری

بر جهد و افتدش بر او نظری

باز ماند دو دست او از کار

آب گیرد دهانش در شلوار

بوالفضایل بر او نهد دیده

راست چون مردمان نادیده

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.