مسعود سعد سلمان

غزل 11 | آمد آهسته با کرشمه و ناز

آمد آهسته با کرشمه و ناز

دوش نزد من آن نگار طراز

زلف پرپیچ بر شکست به گل

چشم پر خواب سرمه کرده به ناز

بر نهاده بر ابروان چوگان

تیر غمزه به چشم تیر انداز

گفتمش چون روی به نومیدی

چنگ مانند ناز کرد آغاز

ای نیازی مرا نیاز به توست

ورچه دارد به من زمانه نیاز

من چو پرداختم به مهر تو دل

تو زمانی به وصل من پرداز

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.