مسعود سعد سلمان

شعر 25 | ای به دو رخ بسان تازه بهار

ای به دو رخ بسان تازه بهار

نکنی کار جز به میل و شمار

گر ز من زاریست همواری

کارم از تو چراست ناهموار

همچنان کز شیار گل ببری

همچنان گرد عشق تو شاد یار

هر چه تخم است آن توانی کشت

و آن به دست تو بهتر آرد بار

هست ما را به تخم صبر نیاز

بر دل بنده تخم صبر بکار

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.