شعر 58 | ای بت دیبا رخان به دو رخ دیبا
ای بت دیبا رخان به دو رخ دیبا
تا نکنی پاره پاره صد دل پر خون
رشته مگر عاشق است بر لب تو زان
تافته داری همیش چون من محزون
ای دو لب تو عقیق و در دو عقیقت
دو رده درست هر دو صافی و مکنون
باشد منظوم در برشته ولیکن
در تو منظوم و رشته از در بیرون
در نه بر آن دو لب تو عاشق گشته ست
چون که بپیچید اندر آن دو لبت خون
نظرها
نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک میشود.