مسعود سعد سلمان

شعر 80 | تو زاهدی و دو زلف تو آفتاب پرست

تو زاهدی و دو زلف تو آفتاب پرست

به سجده اید شما هر دو درگه و بیگاه

چرا دو چشم تو دیبای لعل پوشیدست

اگر نپوشند ای دوست زاهدان دیباه

ز راه گمشده را زاهدان به راه آرند

تو باز مردم با راه را کنی بیراه

تو زاهدی ز چه رویست چشمک تو دژم

تو عابدی ز چه معین است زلفک تو دو تاه

زمانه تیغ غمان ای نگار بر دارد

ز هر کسی که به چنگ آرد آن دو زلف سیاه

مگر که هست بتا حلقه‌های زلفینت

حروف اشهد ان لا اله الا الله

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.