مسعود سعد سلمان

شعر 18 | روز رشن است ای نگار دلربای

روز رشن است ای نگار دلربای

شاد بنشین و به جام می گرای

تا توانی هیچ یک ساعت مباش

بی می شادی فزای غمزدای

می خور و در ساز گیتی دل مبند

ساز گیتی خود همی سازد خدای

امر سلطان جهان دارد جهان

ملک سلطان را جهان دارد به پای

آنکه هستش نام شاه و شیر و هست

دولت او را پیشکار و رهنمای

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.