غزل 22 | تو و از ناز سرگرانیها
تو و از ناز سرگرانیها
من از شوق جانفشانیها
پیش قد تو نوجوان خجل است
سرو نوخیز از جوانیها
هست نخلی قدت که برنخورد
باغبانش ز باغبانیها
گو کشد این دو روزه هجرانم
کردهام با تو زندگانیها
صوفیان را خوشست گاه سماع
بر دو کون آستینفشانیها
من و مشتاق و درد ناکامی
تو و اغیار کامرانیها
نظرها
نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک میشود.