مثنوی 2 | میزدندی فاش بی اندازهتر
میزدندی فاش بی اندازهتر
کوس رسوایی بلند آوازهتر
آری آری عاشقان برحسن یار
عاشقند و حسن باشد پردهدار
عشق معشوقان ولی بر عشقهاست
عشق خود آتش مزاج و بی حیاست
حسن را جان بخشی و دلداری است
عشق را خصلت همه خونخواری است
حسن خوبان پرده شد بر عشقشان
عشقشان برحسنشان آمد نهان
ورنه عشق دلبران افزونتر است
لیلی از مجنون بسی مجنونتر است
عاشقان را عشق اگر باشد یکی
عشق معشوقان بود صد بی شکی
دوستی با هر که داری ای پسر
باشد او را مهربانی بیشتر
زین سبب فرمود حق با بندگان
سوی من آیید ای آیندگان
راه من پویید کاین را هست و بس
عشق من جویید نی هر خار و خس
نظرها
نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک میشود.